ماجرای یک شب ترسناک پاتایا
سلام بر دوستان عزيز و پي گير ماجرا ![]()
![]()
جونم براتون بگه كه![]()
با هزار بدبختي و با ترس و لرز ![]()
(يه نكته تو پرانتز
فكر نكنيد تايلندي ها خيلي آرومن
اگه يه كمي به اخبار نگاه كنيد ميبينيد كه الان چه خبره تو تايلند
به قول يه كي از رفقا بعد از اومدن ما همه چي به هم ريخت!!؟؟![]()
)
خلاصه با كلي دلهره![]()
يه موتور كريه اي پيدا كردم و با بدختي فراون
بهش آدرس هتل رو دادم اصلا انگليسي نميفهميد!!؟؟ ![]()
![]()
خوشبختانه با همون 50 بت من رو تا هتل رسوند![]()
اينم از ماجراي اون شب![]()
![]()
----------------------------------------------------------
پي نوشت1: در جواب يكي از بچه ها، فكر كردي سرم و كردن زير آب
نه بابا ما زرنگ تر از اين حرفايم![]()
تازشم اگه سرم زير آب بود الان اين ها رو كي برات مينويسه![]()
پی نوشت2: جناب آقا یا خانمی که با نام فضول و تامهای دیگه کامنت میذاری لطفا ادرس وب یا میلتونو بذارید تا با هم مذاکره کنیم.![]()
![]()