تبليغاتX
دل مشغولی ها
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را *** براي اين همه ناباور خيال پرست؟

شب احیاء بود، من تصميم خودم رو گرفته بودم، مي‌خواستم برم حرم و بعد از چند سال كه مراسم احياء رو حرم نرفته بودم، دوباره تجربه‌اش كنم. البته اين دفعه با دفعه‌هاي پيش خيلي فرق مي‌كرد، چون در گذشته من خيلي به اين مراسمات مذهبي اهميت مي‌دادم، ولي از وقتي كه نگاهم به مسايل دور و اطرافم دقيق‌تر شد و سعي مي‌كردم نگاه عقلاني‌تری به اطرافم داشته باشم، وضعيت فرق مي‌كرد. با این نگاه جدیدم، به نظرم كار اين افراد (که بدون آگاهی مسایل مذهبی رو انجام می‌دادن)، سطح‌ش خيلي پايين بود، البته نمي‌خوام بگم ارزش نداره، ولي فكر مي‌كنم هر كسي بايد در حد خودش كار كنه اين‌ها اين قدر مي‌فهمن و همين قدر هم عمل مي‌كنن، شايد من هم اون زماني كه جور دیگه‌ای فكر مي‌كردم و اعمال مذهبي رو به شكل سنتي‌اش انجام مي‌دادم، همون قدري مي‌فهميدم كه اون‌ها الان مي‌فهمن، يادم مي‌ياد ماه رمضون‌ها به خودم (تكليف) كرده بودم كه حتما ١٠ دوره ختم قرآن كنم، بدون این که توجه کنم چی می‌خونم و به ما هم این طور گفته بودن. 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط محسن  |