فرصتی نمانده است بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا
یا من تو را می کشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست
همین چند سطر
دنیا به همین چند سطر رسیده است
به اینکه انسان
کوچک بماند بهتر است
به دنیا نیاید بهتر است
اصلا
این فیلم را به عقب برگردان
آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که می دود در دشتهای دور
آن قدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان
دوباره بر زمین...
زمین...
نه!
به عقب تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دستهایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت.
گروس عبد الملکیان
ندای وحدت:
...سکوت بلندترین فریاد است...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ای ایران.........
ترانهای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو دوختمش
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با سلام خدمت دوستان خوبم
و ممنون كه هميشه لطف داريد![]()
ميخواستم يه نظر سنجي كنم
و نظرات دوستان خودم رو درباره انتخابات بدونم
تا شايد برام راهگشا باشه
، لطفا به اين سوالات پاسخ بديد:![]()
آيا در انتخابات شركت ميكنيد؟![]()
نظرتون درباره مناظره ها چي؟![]()
فكر ميكنيد چند درصد توي انتخابات شركت ميكنن؟![]()
و بالاخره به كي راي ميديد و چرا؟![]()
![]()
![]()
نمی خواستم بقیه نوشته رو بذارم ولی چند نفر از عزیزا خواستن ما هم گفتیم چشم.
از داخل مصلي چند تا عكس گرفتم كه نشون ميداد فقط پدر و مادرها هستند كه هي داد ميزن، «الهي العفو» و از بچهها خبري نيست، دخترها هم كه توي حيات يا چايي ميخورن يا پفك، جوونها هم كه توي خيابون سراغ دعوا كردن هستن، يه مدتي اين منظره رو تماشا كردم، داشتم فكر ميكردم كه عجب شب احيايي یه امشب!؟ چه ميكنن اين جوونها!؟ شنيدن حرفهاشون واقعا جذاب و جالب بود، نياز به يه فرهنگ لغت خاص داشت تا اونها رو بفهمي! اومدم از يه منظره جالب عكس بگيرم كه يه مرتبه ديدم يكي زد پشتم. اينجا چي كار ميكني!؟ از چي عكس ميگيري؟ گفتم هي چي جناب سروان من دانشجو هستم! گفت چی؟! دانشجويي؟ يا از اونهايي كه با یه موبايل ماهوارهاي دارن اين صحنهها رو براي دشمن مستقيم گزارش ميكنن!!؟ تازه متوجه شدم كه چه خبرايي امشب پيدا ميشه، پس يه عدّه هم مشغول مخابره اين خبرها هستند!؟ اونها ديگه كيان؟! هر چي التماس كردم، بابا من يه دانشجو هستم و براي كار كلاسيام اينجا هستم و دارم گزارش تهيه ميكنم، گفتم برو توي ماشين پاترول تا بچههاي مربوطه بِیـٰان، اين به من ربطي نداره، ولي احساس مسؤوليت من اجازه نميده تو رو ول كنم که هر غلطي ميخواهي بكني!؟ منم هيچي نگفتم! ديدم من رو برد به سمت يه پاترول خوب كه نگاه كردم ديدم بچههاي ستاد امر به معروف و نهي از منكر، خيابون ..... هستن، كه من باشون آشنا بودم چون ما توي محله .... ميشستيم و من هم مدتي با اونها فعاليت ميكردم البته از اين كارم هم پيشمون هستم، ولي فعلا به اين نكته هم نميخوام بپردازم. اینها هم يكي از كيسهاي بسيار مهم و جالب جامعهشناسي هستن!؟ داشم به حرف يكي از استادهام فكر ميكردم كه خيلي هم دوستش دارم، اون ميگفت جامعه الان ما پر از مسايل و موردهايي هستش كه بايد روشون مطالعه و كار بشه و هر كدوم دنيايي اطلاعات و نتايج مفيد داره! به نظرم مواجه ما با دنياي مدرن كه خيلي هم مهمِ، يكي از علتهاش ميتونه باشه، برخورد ما با مدرنیته و ورود اخلاق سكولار در تمام سطوح زندگيمون، بدجوري ما رو دچار سردرگمي كرده، بازم بگذريم اين بحث مواجه با مدرنيته رو با مشورت استادم موضوعِ پاياننامه ارشدم قرار دادم كه توي اون بهش بپرازم، فكر ميكنم اين مشاهدات الانم هم خيلي به دردش بخوره. داشتم ميگفتم