تكنولوژي رو به معناي ساختن اشياء و انجام دادن كارها، مثل توليد خوراك، بافتن پارچه، ساختن خانه، درمان بيماري، برقراري ارتباط با ديگران و دور زدن جهان در فضا تعريف ميكنند.
ميگن تكنولوژي تمدن سازه، بهخاطر اينكه به آدمها كمك ميكنه با كار كمتر و زيان كمتر در اين سياره كه ما بهش ميگيم زمين زندگي كنن. ميگن تكنولوژي الهام بخشِ، بهخاطر اينكه پاسخي به عواطف و خواستههاي انسانيه، مثل سير كردن گرسنهها، طولاني كردن عمر و...
با اين همه من فكر ميكنم به زغم همه اين خيال پردازيهايي كه گذشتهگان ما حتي خوابش رو هم نميديدن، در مورد تكنولوژي سوالهاي زيادي وجود داره كه شايد شما هم بهش رسيده باشيد، من هم قصد ندارماونها رو بگم (ميترسم بازم بگيد اينا چيه مينويسي يه چيزي بگو كه ما هم بفهميم!!!!!!) به هر حال بهونه اين نوشته سخن آلبر كامو بود كه درباره تكنولوژي چيزي گفته كه من ميپسندم، اون در واپسين روزهاي تيره و تار1946 كه اروپا از ويرانه جنگ جهاني دوم تازه سر بلند كرده بود، سي سال بعد رو پيشبيني كرد و گفت:
«سده هفدهم عصر رياضيات بود، سده هجدهم عصر علوم طبيعي و سده نوزدهم عصر زيستشناسي و به نظر من سده بيستم ما قرن ترس است. به من خواهند گفت كه ترس علمنيست، اما اولا علم در آن بيتاثير نبوده است، زيرا كه آخرين پيشرفتهاي نظرياش آن را بهجايي رسانيده كه علم را نفي ميكند و تازهترين مصنوعاتش سراسر جهان را به نابودي تهديد ميكند. اگر ترس به خودي خود علم نيست، در اين كه فن است شك نمي توان كرد». (از ترجمه انگليسي كتاب نه مظلوم نه ظالم، نوشته آلبر كامو)
+
نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط محسن
|
اگرچه سيلي آئينه ها کرم کرده است و تا هميشه سکوت مصورم کرده است نمي تواند از طعم شوکراني من مذاق پاک کند آنکه نوبرم کرده است من از تبار غزلهاي سهل و ممتنعم که هر که گوش سپرده است از برم کرده است حسود يعني باور کنم خودم را باز که باز شورترين چشم باورم کرده است زمان ، زمانه افسانه هاي طي شده نيست چه آتشي است که ققنوس پرورم کرده است کبوترانه به بامم نشسته بودم ـ شعر براي قاف تو سيمرغ ديگرم کرده است چه فرق دارد ، شيطان و يا فرشته شدن که عشق بر حذر ازهردو پيکرم کرده است از آبهاي جهان سهم بي کرانگي ام جزيره اي است که در خود شناورم کرده است جزيره اي که تويي ابتداي اقيانوس و انتهاي زميني که ( شاعرم) کرده است محمد علي بهمني