تبليغاتX
دل مشغولی ها
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را *** براي اين همه ناباور خيال پرست؟

اندیشه ها ۱ 

مارکس یک المانی است والمانها درکل تحولات اروپا نقش خاصی داشتند .

انگلیسها فضای خاصی را ایجاد کردند که متفکرینشان هم  نقش مهمی دراین جریان داشتند .

ذهن خیلی تجربی داشتند و اهل موارد انتزاعی نبودند و تجربی حاد وتندی نداشتند برعکس فرانسوی ها که ضد مذهب خیلی فعال بودند ، تجربی حاد و تندی داشتند و دربخش فلسفی خیلی تیز بودند و ابعاد اجتماعی تا ابعاد فلسفی محض بیشتربود . المانها به دلیل توسعه در مسیر تجدد تاخیر داشتند . درالمان ذهن فلسفی خیلی تندی داشتند و انتزاعی بودند و گرایش های مذهبی خیلی تندی داشتند ولی درعمل ربط خود را با مذهب گم نکردند ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

دیورینگ، سایمون (ویراستار 1382)  مطالعات فرهنگی. مجموعة مقالاتی از آدورنو، بارت، فوکو، لیوتار و...، ترجمة نیما ملک محمدی و شهریار وقفی پور، تهران، 423 صفحه + کتابشناسی

 

کتاب دیورینگ که در آن 17 مقاله در حوزة مطالعات فرهنگی در 8 فصل ارائه شده‌اند، یکی از بهترین منابع برای شروع به پژوهش و شناخت در مورد مکتب ”مطالعات فرهنگی“ به حساب می‌آید. این  مکتب که در سال های پس از جنگ جهانی دوم در بیرمنگام و به وسیله روشنفکرانی که اغلب تمایلات چپ و مارکسیستی داشتند،  به وجود آمد، کار خود را عمدتا بر مطالعه بر مصرف فرهنگی در ابعاد گستردة آن به خصوص در قالب کالاهایی که از طریق رسانه های جمعی به مردم عرصه می شوند (برنامه های رادیویی. تلویزیونی، روزنامه ها ....) متمرکز کرده است. دیورینگ تلاش کرده است که ابتدا با  آوردن مقاله ای از آدورنو و هورکهایمر، ریشه های نظری این مکتب را در فرانکفورت روشن کند و سپس دست به انتخابی آزاد زده است که همواره قابل توجیه نیست. برای مثال،  قرار دادن بارت در این مجموعه جای اندکی تامل دارد. برخی از بهترین مقالات این مجموعه همچون مقاله کلیفورد دربارة  جمع‌اوری آثار هنری فرهنگ،  و مقاله ریموند ویلیامز دربارة نظام جادویی تبلیغات و مقالة استوارت هال دربارة رسانه ها و عرصه عمومی، به خوبی این مکتب را می شناسانند.  مقدمه خود دیورینگ نیز بسیار قابل توجه است و می تواند خوانندگان را با تاریخچة مکتب مطالعات فرهنگی آشنا کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

بررسی زندگی و آثار میشل فوکو

دیرینه شناسی

دیرینه شناسی، روشی است که فوکو در دوره اول فکری خود، آنرا درپیش می‌گیرد. فوکو دراین دوره 4 اثرعمده تألیف می‌کند که به ترتیب عبارتند از: دیوانگی وتمدن"،"تولد درمانگاه"،"نظم اشیا"و"دیرینه شناسی دانش". بشیریه در مقدمه‌ای بر ترجمه فارسی کتاب دریفوس ورابینو می‌نویسد:دیرینه شناسی شیوه تحلیل قواعد نهفته وناآگاهانه تشکیل گفتمان ها درعلوم انسانی است(دریفوس ورابینو 1379:20) از نظرکچوئیان، هدف مطالعه دیرینه شناسانه، دستیابی به عمق دانش درهر عصر وتوصیف آرشیوی از احکام است که در عصر یاجامعه‌ای خاص رایج است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

نظریة انتخاب عقلانی «بهای هر چیز»

مقدمه: فردگرایی روش‌شناختی

در پی طرح نظریات آکزاندر، اکنون عموماً پذیرفته شده است که دستاورد پارسونز کنار هم قرار دادن دو انتهای یک پیوستار، یا طرفین یک تقابل ـ که با اصطلاحات کنش و ساختار، یا فرد وجمع مشخص می‌شود ـ در قالب یک نظریة نظام‌یافته است. با وجود این، همان‌طور که در بحث از نو کارکردگرایی و نظریة تضاد تأکید کردم، نظریۀ پارسونز اراده‌گرایانه است ـ با فرد کنش‌گری آغاز می‌شود که در محیطی خاص از میان گزینه‌های مختلف دست به انتخاب می‌زند، و سعی می‌کند از آن جا به سمت تحلیل نظام‌های اجتماعی حرکت کند. بحث من این است که چنین حرکتی امکان‌پذیر نیست، اما در عین حال هیچ چاره‌ای جز در نظر گرفتن هر دو نداریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 10:35 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

من این­جا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می­بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟  مهدی اخوان ثالث

بیاید پاهایمان را از همه قل و زنجیرهای متعارف اجتماعی برهانیم و پا را فراتر از همه وابستگی­ها گذاشته و خود را به راه اصلی و هدف برسانیم.  راهمان را به سوی خورشید باز کنیم و بدون خستگی راه را ادامه دهیم. هر گاه خسته شدیم، خسته و نا امید از رسیدن و آنگاه که بی­زار شدیم به یاد این بیافتیم که جاده منتظر است، منتظر قوم­ها و اگر راه نیافتیم، جاده از بی کسی خواهد مرد.

راه خانه انسان است و رفتن وطن او. در مسیر راه نباید ایستاد، مگر برای بخشیدن، برای بخشیدن چیزهایی که به تو داده شده است. زیرا ادامه راه با سبک­بالی ممکن است.

باید راه را تا بی­نهایت تا خدا ادامه داد این ماجرای زندگی است.

ماجرای همه چیز و همه کس. هر چقدر که آماده باشی هنوز راه هست.

و گناهی که هرگز بخشیده نمی­شود ماندن است. زیرا انسان برای رفتن آمده است نه ماندن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

 

زندگی یک نردبان است. یک نردبان با پله­ها نازک و لغزنده. باید خوب حواست را جمع کنی. وقتی از پله­هایش بالا می روی گاهی اوقات افرادی را در جلوی خود می­بینی که می خواهند به تو کمک کنند، کمک آنها را قبول کن، ولی حواست باشد تا تمام نقاط اتکای خود را از دست ندهیو فقط به آنها برای بالا رفتن متکی نشوی، شاید آ نها دست تو را ول کنند. تازه بعد از صعود تلاش خود را برای بالا رفتن ادامه بده. کنار آنها آسوده ننشین و به خاطرات آنها گوش نده. اگر افرادی پایین تر از تو، از تو کمک می­خواهند بلافاصله به آنها کمک نکن. اول خوب دقت کن. ببین آنها چه افرادی هستند، نکند ناگهان تو را به پایین نردبان بکشند. آنگاه مجبور شوی دوباره از نو بالا بیایی.

همسفر عزیزدر راه بعضی پله­ها از بعضی دیگر نازک­تر و لغزنده­تر هستند، پس در پله­ها بیش از حد توان پله توقف نکن و زود به پله­های بالاتر صعود کن، که راهی بس طولانی در پیش داری. راهی برای رسیدن به خدا.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

بسمه تعالي

در مورد جامعه‌شناسي ديني رابطۀ بين چند واژه مهم است:

كلام: به توضيح و تغيير افعال و اوصاف خداوند مي‌پردازيم نه به ذات خداوند (روش استناد به نقل).

فلسفه دين: از چيستي، ماهيت و گوهر ديني بحث مي‌كند، با روش نقلي و فلسفي محض.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط محسن  | 

محورهای نظریه برچسب­زنی

کجروی

الف) تعریف کجروی

1.      رفتاري كه جامعه در برابر آن، واكنش نشان مي‌دهد

2.      محصول طبيعيِ نظم اجتماعي «سيال» و وجود اجزاي «متكثر» و رقيب در جامعه (گروه‌هايي خاص بر اساس ديدگاه‌هاي خاص خود، عمل‌هايي خاص را كجروانه مي‌پندارند)

3.      تعريف­هاي متغير و متفاوت در نتيجة وجود تعاملي پويا و مستمر ميان جامعه، كجرو و ِبزه­ديده و شرايط خاص اجتماعي

4.      عنصر اساسيِ تعريف (و برچسب خوردن يك عمل)، «معنايي » است كه «ديگران» از آن عمل دارند (نه ويژگي‌‌هاي ذاتي آن عمل)

5.      فقط آنگاه كه جامعه برايش معنايي قائل شود،(در برابرش واكنش نشان دهد) معنا مي‌يابد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط محسن  |