در برابر وحشي ترين تازيانه ها، سکوت مردانه و غرور اميز مرد نبايد بشکند، در برابر هيچ دردي لب مرد به شکوه نبايد آلوده شود، من از ناليدن بي زارم، سنگين ترين دردها و خشن ترين ضربه هاي آفرينش، تنها ميتوانند مرا به سکوت وادارند. ناليدن، زاريدن، گله کردن و شکايت، بد است. دکتر علي شريعتي
تاثیر ماشینی شدن در روابط اجتماعی
حتما این روزها سری به خیابانهای شهرمان زدهاید. به منظرههای دهشتبار ماشینی شدن شهرمان را دیدهاید. صداهای نابهنجاری که به گوشمان میرسد. رفت و آمدهای سریعشان. بوقها وآلودگیهای زیستیشان. مهمتر از همه اینها چرا مردم اینقدر از هم بیگانه به نظر میرسند. ماشینها چه اثری بر اخلاقیات ما گذاشتهاند. چگونه میشود که افراد را در اجتماعات عمومی بسیار صمیمی و خوب نظاره میکنید ولی همین افراد زمانی که سوار بر این غولهای آهنی میشوند از هرگونه انسانیت به دور میبینیم.
آیا از خود پرسیدهاید چرا جامعه ما به این سمت و سو میرود که همینطور فاصلهها بیشتر و روابط سردتر و سردتر میشود. آیا این رفتار ناشی از ماشینی شدن است. آیا ما با ماشینی شدن -البته ماشینی شدن به این شکل که به هیچ وجه فرهنگمان را در نظر نمیگیریم- به سمت از دست دادن ارزشهای اخلاقی میرویم.
آیا زمانی هم به این فکر کردهایم چرا ما اینگونه شده ایم. آیا به دنبال راه حل هم بودهایم. آیا دین اسلام بر ارزشهای اخلاقی تاکید ندارد. آیا جامعه ما اسلامی نیست.
آیا زمانی هم به این ایده اندیشیدهایم که شاید راه سومی برای حل مشکلات اجتماعیمان وجود داشته باشد.
منبر از پشت شيشه مسجد چشمش افتاد و ديد چوبه دار
عصبي گشت و غيضي و غضبي بانگ زد كه اي خيانتكار
توهم از دودمان ما بودي سخت وحشي شدي و وحشتبار
ما سر و كارمان به صلح و صلاح تو به جرم و جنايت سرو كار
نرده كعبه حرمتش كم بود كه شدي دار شحنه، شرم بدار
دار بعد از سلام و عرض و ادب وز گناه نكرده استغفار
گفت ما نيز خادم شرعيم صورت اخيار گير يا اشرار
هركجا پند و بند در ماند نوبت دار مي رسد ناچار
منبري را که گيرو دارش نيست همه از دور و بر كنند فرار
ليك منبر فرو نميآمد باز بر مركب ستيزه سوار
دارهم عاقبت ز جا در رفت رو به در تا كه بشنود ديوار
گفت اگر منبر تو منبر بود كار مردم نمي كشيد به دار
شهريار